الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
28
تفسير مجمع البيان (فارسى)
- من زنى مىآورم كه او را شير دهد و به او علاقهمند باشد . آنها پذيرفتند و خواهر موسى سراغ مادر رفت و مادر را به كاخ فرعون آورد و موسى پستان مادر را گرفت . در اشاره به همين مطلب است كه قرآن مىگويد : فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ : ترا بمادرت برگردانديم تا از ديدن تو چشمش روشن شود و ترس كشته شدن يا غرق شدن ترا از دل خارج سازد . مادر موسى طفل را به خانه برد و در برابر حقوقى كه فرعون برايش قرار داده بود به شير دادن او پرداخت . وَ قَتَلْتَ نَفْساً : ابن عباس مىگويد : موسى يك مرد كافر قبطى را كشته بود . از پيامبر خدا روايت شده است كه ، خداوند برادرم موسى را رحمت كند . دوازده ساله بود كه مردى را به خطا كشت . فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ : موسى ترسيد كه قبطيان در صدد انتقام برآيند . خداوند به او فرمود : ما ترا از غم قصاص ايشان نجات داديم و از ترس ايمنى بخشيديم . وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً : ترا در معرض امتحان و آزمايش قرار داديم تا اينكه براى رسالت آمادگى و خلوص پيدا كردى . اين يكى از بزرگترين نعمتهاى خداوند بود در بارهء موسى . ابن عباس گويد : يعنى ترا از محنتهاى پياپى نجات داديم . در آن سالى ترا به دنيا آورديم كه فرعون بچهها را مىكشت و ترا به دريا انداختند و از پستان هيچ زنى شير نخوردى و ريش فرعون را كندى و او تصميم قتل ترا گرفت و چون بجاى درّ آتش در دهان نهادى از كشتنت منصرف شد و يكى از دوستان نزد تو آمد و ترا مطلع كرد كه قصد كشتنت دارند . برخى گويند : يعنى امر معاش را بر تو دشوار كرديم تا ناچار شدى شبانى شعيب كنى . فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ : و چند سالى در ميان مردم مدين بسر ببرى . ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى : تا بدورانى رسيدى كه وقت بعثت تو به رسالت